دیسپراکسی یا اختلال هماهنگی رشدی، اختلالی عصبی است که توانایی برنامهریزی، سازماندهی و انجام حرکات را تحت تأثیر قرار میدهد و معمولاً در اوایل کودکی مشخص میشود. افراد مبتلا در مهارتهای حرکتی ظریف مانند نوشتن و مهارتهای حرکتی درشت مانند دویدن دچار دشواری میشوند. دیسپراکسی درمان قطعی ندارد، اما کاردرمانی، فیزیوتراپی و گفتاردرمانی کیفیت زندگی را بهبود میبخشند.
دیسپراکسی یک اختلال عصبی است که با دشواری در رشد مهارتهای حرکتی مشخص میشود. به آن «اختلال هماهنگی رشدی» نیز گفته میشود. این اختلال توانایی بیماران را در برنامهریزی، سازماندهی و انجام حرکات تحت تأثیر قرار میدهد. دیسپراکسی علاوه بر مهارتهای حرکتی ممکن است در حوزههای شناختی، اجتماعی و ارتباطی نیز مشکلاتی ایجاد کند. این وضعیت ممکن است در دوران کودکی مشخص شود، اما در برخی افراد در بزرگسالی نیز ادامه مییابد. افراد مبتلا به دیسپراکسی ممکن است در مهارتهای حرکتی ظریف و درشت دچار دشواری شوند. این وضعیت میتواند فعالیتهای روزمرهای مانند نوشتن، حمل یک لیوان آب یا ضربه زدن به توپ را دشوار کند. ممکن است در مهارتهای اجتماعی، صحبت کردن یا بیان افکار نیز دشواریهایی دیده شود.
دیسپراکسی چیست؟
دیسپراکسی یک اختلال هماهنگی حرکتی است که از مشکلات موجود در ارتباط میان بخشهایی از مغز که حرکات عضلانی را کنترل میکنند ناشی میشود. این وضعیت مهارتهای بیماران را در برنامهریزی، سازماندهی و انجام حرکات تحت تأثیر قرار میدهد. معمولاً در روند رشد، بهویژه در اوایل کودکی، مشخص میشود. در افراد مبتلا به دیسپراکسی، در فعالیتهایی مانند مهارتهای حرکتی ظریف (برای مثال نوشتن یا بستن دکمه) و مهارتهای حرکتی درشت (برای مثال دویدن یا پریدن) دشواریهایی دیده میشود. این وضعیت علاوه بر مهارتهای حرکتی، ممکن است در حوزههای اجتماعی، عاطفی و ارتباطی نیز اثراتی ایجاد کند. برای مثال، افراد مبتلا به دیسپراکسی ممکن است در بیان افکار خود یا انجام وظایف پیچیده دچار دشواری شوند. دیسپراکسی معمولاً بهتنهایی دیده نمیشود و ممکن است همراه با وضعیتهای دیگری مانند اختلال کمتوجهیبیشفعالی (ADHD)، ناتوانیهای یادگیری یا اختلالات گفتاری بروز کند.
علت دیسپراکسی چیست؟
دیسپراکسی بهعنوان یک اختلال عصبی تعریف میشود که عملکردهای مغز در برنامهریزی و کنترل حرکات را تحت تأثیر قرار میدهد. اما علل دقیق دیسپراکسی هنوز بهطور کامل شناخته نشده است. تصور میشود این وضعیت از ترکیب عوامل ژنتیکی، عوارض دوران بارداری و عوامل محیطی ایجاد میشود. اختلال در ارتباط عصبی میان نواحیای از مغز که حرکات را کنترل میکنند ممکن است به دیسپراکسی منجر شود. علل دیسپراکسی را میتوان چنین برشمرد:
- عوامل ژنتیکی: مشخص شده است که دیسپراکسی در برخی خانوادهها شایعتر است. این وضعیت نشان میدهد که استعداد ژنتیکی ممکن است نقش مهمی داشته باشد.
- عوارض پیش از تولد و حین زایمان: وضعیتهایی مانند کمبود اکسیژن در رحم مادر، زایمان زودرس یا وزن کم هنگام تولد ممکن است خطر ایجاد دیسپراکسی را افزایش دهند. عفونتها در دوران بارداری یا سایر وضعیتهایی که بر سلامت مادر اثر میگذارند نیز از عوامل خطر به شمار میروند.
- اختلال در رشد مغز: مشکلات ارتباط عصبی در نواحیای از مغز که هماهنگی حرکتی را فراهم میکنند، ممکن است برنامهریزی و انجام درست حرکات را دشوار کنند.
- آسیب دستگاه عصبی: ضربههایی که در حین زایمان یا در اوایل کودکی رخ میدهند ممکن است به آسیب مغزی منجر شوند و باعث دیسپراکسی شوند.
- عوامل محیطی: قرار گرفتن در معرض مواد سمی، تغذیه ناکافی یا عوامل استرسزای محیطی ممکن است بر رشد دستگاه عصبی اثر بگذارند و به دیسپراکسی منجر شوند.
علائم دیسپراکسی چیست؟
علائم ممکن است از بیماری به بیمار دیگر متفاوت باشد و بسته به سن تغییر کند. این وضعیت معمولاً در دوران کودکی مشخص میشود و با تأخیر در مهارتهای حرکتی، دشواری در فعالیتهای روزمره و کمبود هماهنگی بروز میکند. علائم دیسپراکسی ممکن است در مهارتهای حرکتی، عملکردهای اجتماعی و عاطفی، زبان و فرایندهای شناختی مشاهده شود. علائم دیسپراکسی را میتوان چنین برشمرد:
- دشواری در مهارتهای حرکتی: کمبود هماهنگی در فعالیتهایی مانند دویدن، پریدن و دوچرخهسواری. دشواری در کارهایی که به هماهنگی چشم و دست نیاز دارند، مانند نوشتن، بستن دکمه و استفاده از قیچی. مشکلات وضعیت بدن و تعادل؛ زمین خوردن یا تلوتلو خوردن مکرر.
- دشواری در فعالیتهای روزمره: تأخیر یا دشواری در انجام کارهای روزمره مانند لباس پوشیدن و غذا خوردن. مشکل در حمل وسایل و چیدن منظم آنها.
- مشکلات هماهنگی و درک فضایی: دشواری در کنترل حرکات بدن. ناکامی در کارهایی مانند گرفتن یا پرتاب کردن توپ هنگام بازی. دشواری در جهتیابی به دلیل مشکلات درک فضایی.
- دشواریهای زبانی و ارتباطی: دشواری در مرتب کردن درست کلمات یا بیان در حین صحبت. دشواری در سازماندهی و بیان افکار.
- اثرات شناختی و اجتماعی: ناتوانی در برنامهریزی و سازماندهی کارها. بیمیلی یا دشواری در شرکت در فعالیتهای گروهی. کمبود اعتمادبهنفس و تمایل به انزوای اجتماعی.
تشخیص دیسپراکسی چگونه گذاشته میشود؟
تشخیص دیسپراکسی معمولاً در دوران کودکی، هنگامی که تأخیر در مهارتهای حرکتی یا دشواری در فعالیتهای روزمره مشاهده شود، گذاشته میشود. روند تشخیص به ارزیابی جامعی نیاز دارد که رشد جسمی، شناختی و اجتماعی کودک را بررسی کند. برای تشخیص، رویکردی چندتخصصی در پیش گرفته میشود. این رویکرد شامل همکاری متخصصان کودکان، متخصصان مغز و اعصاب، فیزیوتراپیستها، کاردرمانگران و روانشناسان است. نخستین گام در تشخیص دیسپراکسی، گرفتن شرح حال دقیق پزشکی و رشدی است. پزشک درباره رشد حرکتی کودک، مهارتهای گفتاری، رفتارهای اجتماعی و عملکرد او در فعالیتهای روزمره اطلاعات جمعآوری میکند. سپس معاینه فیزیکی و برخی آزمونهای استاندارد انجام میشود. روشهایی که اغلب برای تشخیص به کار میروند عبارتاند از:
- آزمونهای هماهنگی حرکتی: آزمونهای استانداردی که برای ارزیابی مهارتهای حرکتی ظریف و درشت انجام میشوند. برای مثال، کارهایی مانند گرفتن توپ یا نوشتن ممکن است آزموده شوند.
- ارزیابی رشدی: ارزیابی مهارتهای حرکتی، شناختی و اجتماعی کودک متناسب با سن او.
- معاینه عصبی: بررسیهایی که برای کنار گذاشتن سایر مشکلات مربوط به مغز و دستگاه عصبی انجام میشوند.
- آزمونهای روانشناختی: برای ارزیابی رشد اجتماعی و عاطفی کودک به کار میروند.
درمان دیسپراکسی چگونه انجام میشود؟
دیسپراکسی درمان قطعی ندارد. اما برای مدیریت علائم و آسانتر کردن زندگی روزمره بیمار، درمانها و مداخلات حمایتی مختلفی قابل اجراست. درمان معمولاً در چارچوب برنامهای فردمحور انجام میشود و رویکردی چندتخصصی را در بر میگیرد. روشهای زیر برای درمان دیسپراکسی به کار میروند:
- کاردرمانی: کاردرمانگران به افراد مبتلا به دیسپراکسی کمک میکنند مهارتهای زندگی روزمره خود را رشد دهند. در کودکان، بهبود مهارتها در فعالیتهایی مانند لباس پوشیدن، نوشتن و غذا خوردن هدف قرار میگیرد. همچنین برای رشد مهارتهای حرکتی فرد، تمرینهای ویژه و فعالیتهای مبتنی بر بازی اجرا میشوند.
- فیزیوتراپی: فیزیوتراپی که بر رشد مهارتهای حرکتی درشت تمرکز دارد، افزایش تعادل و هماهنگی را هدف قرار میدهد. با تمرینهای مختلف از کنترل عضلانی و آگاهی بدنی حمایت میشود.
- گفتاردرمانی: اگر دیسپراکسی بر گفتار اثر گذاشته باشد، گفتاردرمانگران به رشد مهارتهای گفتاری و ارتباطی فرد کمک میکنند. این درمان بر حرکت درست زبان در حین صحبت و بیان افکار کار میکند.
- حمایت آموزشی: کودکان مبتلا به دیسپراکسی میتوانند در مدرسه حمایت اضافی دریافت کنند. برنامههای آموزشی را میتوان بر اساس نیازهای فرد تنظیم کرد و معلمان را میتوان در زمینه مدیریت دشواریهای مربوط به مهارتهای حرکتی آموزش داد.
- حمایت روانشناختی: دیسپراکسی ممکن است به مشکلات اعتمادبهنفس و انزوای اجتماعی منجر شود. حمایت روانشناختی برای افزایش بهزیستی عاطفی فرد و رشد مهارتهای اجتماعی او اهمیت دارد.
- آموزش خانواده: خانوادهها باید درباره دیسپراکسی آگاهی پیدا کنند و برای حمایت از نیازهای کودک راهنمایی دریافت کنند. فعالیتهایی که میتوان در خانه انجام داد و راهبردهایی برای رشد مهارتهای زندگی روزمره به آنها آموزش داده میشود.
با مداخله زودهنگام و درمان منظم، میتوان بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی افراد مبتلا به دیسپراکسی ایجاد کرد.
آیا میتوان از دیسپراکسی پیشگیری کرد؟
دیسپراکسی از آنجا که وضعیتی ژنتیکی و عصبی است، بیماریای نیست که بتوان مستقیماً از آن پیشگیری کرد. اما با تشخیص زودهنگام و مداخلات مناسب، میتوان اثرات آن را کاهش داد. داشتن سبک زندگی سالم توسط مادر در دوران بارداری ممکن است از رشد عصبی نوزاد حمایت کند. همچنین اگر تأخیر در مهارتهای حرکتی و شناختی کودک در سنین پایین مشاهده شود، مراجعه به کمک تخصصی به کاهش اثرات بلندمدت آن کمک میکند.
هیئت تحریریه Anadolu Medical Center
پرسشهای متداول
دیسپراکسی چه نام دیگری دارد؟
دیسپراکسی «اختلال هماهنگی رشدی» نیز نامیده میشود.
علائم دیسپراکسی در کودکان چیست؟
کمبود هماهنگی در دویدن و پریدن، دشواری در نوشتن و بستن دکمه، مشکلات تعادل و زمین خوردن مکرر، دشواری در لباس پوشیدن و غذا خوردن و مشکلات گفتاری و اجتماعی.
دیسپراکسی چگونه تشخیص داده میشود؟
با رویکردی چندتخصصی شامل شرح حال پزشکی و رشدی، آزمونهای هماهنگی حرکتی، ارزیابی رشدی، معاینه عصبی و آزمونهای روانشناختی.
آیا دیسپراکسی درمان دارد؟
دیسپراکسی درمان قطعی ندارد، اما با کاردرمانی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی، حمایت آموزشی و روانشناختی و آموزش خانواده میتوان علائم را مدیریت کرد.
منابع
این محتوا صرفاً برای آموزش سلامت است و جایگزین مشاوره، تشخیص یا درمانی که پزشک تعیین میکند نیست. اگر علائمی دارید، با یک متخصص سلامت واجد شرایط مشورت کنید.
